نرخ تغییرات تکنولوژی؛ تله ی عقب افتادگی در صنعت پتروشیمی

قریب به سه دهه است که تکنولوژی (همان دانش انجام کارها) زیربنای رقابت و حضور موفق در بازار صنایع مختلف را شکل می­دهد. سه جریان کلی بر اساس پیشرفت­های فنی و تکنولوژی­های جدید شکل می­گیرد. جریان اول، اقتصادهای نوظهوری هستند که بر اساس نتایج و دستاوردهای فنی جدید، ممکن می­شوند، از نمونه ­های آن شرکت­های فعال در اقتصاد دیجیتال هستند که تا قبل از توسعه فناوری اطلاعات جایگاهی نداشتند، جریان دوم اقتصادی به کسب وکارهایی برمی­گردد که در بستر تحولات تکنولوژیک ساختار و ویژگی­های آن­ها تغییر کرده و دچار تحول بنیادین شده ­اند، زمان سفر بین شهرها قبل و بعد از پا به عرصه گذاشتن هواپیما قابل مقایسه نیست. سومین جریان اقتصادی متأثر از تغییرات تکنولوژی، کسب وکارهایی هستند که از دستاوردها و پیشرفت ­های تکنولوژیک برای ارتقای جایگاه رقابتی خود، افزایش بهره وری و بهبود عملکرد استفاده می­کنند و تغییرات تکنولوژی ماهیت آن­ها را دچار تحول و تغییر نکرده است. صنعت پتروشیمی از این دست صنایع است. پیشران اولیه تغییرات تکنولوژی در صنعت پتروشیمی، فرایندهای جدید به منظور تبدیل، تغییر، جداسازی و ترکیب مواد شیمیایی بوده است به موجب همین تغییرات، تجهیزات ثابت و دوار نیز مورد توجه قرار گرفتند و برای عملیاتی نمودن اهداف فرایندی ارتقا یافتند، اما امروزه مفاهیمی چون دیجیتالی ­شدن، تولید پایدار و حذف ضایعات نقش کلیدی در تغییرات تکنولوژیک ایفا می­نمایند. سیر تحولی که بیان شد نشان از آن دارد که اگرچه مهندسی شیمی و آشنایی با فرایندهای شیمی زمانی رکن اصلی آشنایی با تکنولوژی ­های جدید صنعت پتروشیمی بود اما امروزه سبدی از دانش مهندسی از جمله فناوری اطلاعات نیز در ایجاد تغییرات فنی نقش ایفا می­ کنند. با توجه به گرایش و سابقه مدیران ارشد شرکت­های پتروشیمی، تغییرات اصلی تکنولوژی از منظر ایشان، فرایندها و سیکل­ هایی است که در ضمن آن­ها طی می­شود. با توجه به چرخه عمر بیشتر فرایندهای صنعت پتروشیمی که در مرحله بلوغ قرار دارند، نرخ تغییرات کم بوده و اکثر نوآوری ­ها به صورت تدریجی است و بیشتر بهبودهای نوآورانه صورت می ­پذیرد. این موضوع موجب خواهد شد تا مدیران ارشد و ذینفعان کلیدی شرکت توجه کمتری نسبت به تغییرات تکنولوژی داشته باشند و بینش سازمانی بر این باور باشد که اتفاق خاصی در دنیای تکنولوژی ­های مرتبط با محصولات در حال تولید رخ نخواهد داد و در بازه ­های زمانی ۱۰ ساله می­توان با تعریف پروژه ­های ارتقای فنی از جمله پروژه ­های ریومپ شکاف­ های تکنولوژیک را برطرف نمود. این فرضیه در رابطه با برخی از تکنولوژی­ ها صادق است اما نباید موجب شود تا شرکت ­ها نسبت به مدیریت تکنولوژی­ های کلیدی خود غافل شوند. به واقع سرعت کم تغییرات و تکنولوژی­های بالغ صنعت پتروشیمی ممکن است موجب سوگیری اشتباه نسبت به بهبود و ارتقای فنی گردد. با این تفاسیر این پرسش پیش می­آید که شرکت­های فعال در صنعت پتروشیمی چه رفتاری با تکنولوژی­های کلیدی خود داشته باشند؟ برای پاسخ به این سؤال توجه به چند نکته بسیار کلیدی است. اول اینکه در مواقعی پیشرفت و توسعه سایر علوم مانند متالورژی می­تواند تأثیر بسزایی بر تکنولوژی­ها مانند موادشیمیایی و جاذب­ها داشته باشد. دوم اینکه سیر تغییر و تحولات در یک دسته از تکنولوژی­های کلیدی (مانند فرایندها) قابل تعمیم به تمامی دسته ­ها از جمله تجهیزات دوار، کنترل و ابزار دقیق و سیستم های فناوری اطلاعات نیست و تمامی تغییرات فنی قابل توجه هستند ممکن است در دسته ­ای از فناوری­ ها نرخ تغییرات و پیشرفت ­های فنی بیشتر باشد.  سومین موضوع تطبیق و پذیرش نسل­های جدید تکنولوژی ­ها، بعد از چند دوره اصلاح و بهبود است. شاید شرکتی تا سه مرحله ارتقای کاتالیست تصمیم به تعویض آن و استفاده از نوع جدید نکند اما در زمانیکه تصمیم به ارتقای کاتالیست خود می­گیرد، اگر شکاف عملیاتی و تجربی بالایی وجود داشته باشد، مشکلات عملیاتی و بهره برداری رخ خواهند داد این موضوع نشان از اهمیت آشنایی گام به گام با تغییرات تکنولوژیک و اطلاع از آخرین دستاوردها دارد. چهارمین موضوع، قدرت چانه­ زنی شرکت­  هادر تعامل و ارتباط با تأمین ­کنندگان و همچنین لیسانسور است. نمونه ­هایی از مذاکرات با لیسانسور و تأمین کنندگان تکنولوزی در صنعت پتروشیمی کشور وجود دارد که تأمین کننده بهترین و مناسب­ترین بسته دانش فنی یا تجهیز خود را پیشنهاد نداده و عدم توجه به مدیریت تکنولوژی نیز موجب شده تا شرکت داخلی متوجه نسل­ های جدیدتر و کارامدتر تکنولوژی نشده باشد و پنجمین نکته توجه به پیشرفت و توسعه تکنولوژی­ های پشتیبان از جمله دیجیتالی­ شدن صنعت است، تکنولوژی­های دیجیتال تا حدی زیادی هزینه‌های عملیاتی صنعت پتروشیمی را تحت تأثیر قرار داده‌اند.

موضوع چهارم، برنامه­ ریزی و اقدام در رابطه با تأمین تکنولوژی ­های کلیدی است، در شرایط تحریمی و در مواردی که لازم است تا از نتایج و دستاوردهای ملی استفاده شود، بدین معنا که شرکت پتروشیمی بتواند خواسته­ ها و استانداردهای مدنظر خود را شفاف به سازنده و تأمین­ کننده بیان نماید تا رویه خودکفایی و ساخت­ داخل تکنولوژی شانس موفقیت بیشتری داشته باشد. تجربه نشان از آن دارد که در واحدهای الفینی، کوره ­های کراکینگ یکی از اجزای کلیدی واحد عملیاتی هستند، نقش کویل ­ها در کوره بسیار پررنگ است. شرکت­هایی در داخل کشور ادعا دارند که می­توانند کویل­ها را منطبق بر خواسته­ها و نیازهای مشتریان خود بسازند. نکته بسیار کلیدی تعیین استانداردها، ترکیب آلیاژی کویل­ها، چیدمان، ساختار، روکش داخلی و مواردی از این دست است که کارفرما می­تواند در صورت آشنایی با جزئیات، سفارش و انتخاب خود را دقیق تر نماید.

همچنین شایان ذکر است وقتی صحبت از بلوغ تکنولوژی می­شود منظور یک روند است و اطمینان خاطر از عملکرد تکنولوژی­های موجود، گاهی سبب خواهد شد تا شرکت­ها غافلگیر شوند. از مصادیق این موضوع می­توان به تفاوت کاتالیست­های جدبد تبدیل تولوئن به زایلین­ها با نسل­های قبلی اشاره نمود، تغییری که می­تواند تأثیر بسزایی بر روی کارایی و بهره­ وری شرکت داشته باشد. در نسل­های قبلی این کاتالیست درصد تبدیل ۴۵ درصد و انتخاب ­پذیری تولید پارازایلین کمتر از ۲۳ درصد بود اما در نسل های جدید، درصد تبدیل به ۳۰ و انتخاب­پذیری به بیش از ۹۰ درصد رسیده است. از مصادیق جالب توجه برای این موضوع، واحد عملیاتی الفین در کشور ژاپن است. ظهور گاز شیل، راندمان به نسبت پایین تجهیزات مورد استفاده، تغییرات زنجیره ارزش واحدهای الفینی، مصرف انرژی و پا به عرصه گذاشتن مگاکراکرها موجب شد تا در سال ۲۰۱۷، ۱۰ واحد تولید الفین یا تعطیل شده یا کارکرد خود را تغییر و یا تکمیل نماید و نزدیک به ۱۵درصد کل تولید مواد الفینی کشور ژاپن کاهش یابد.

بنا بر موارد ذکر شده، شرکت­های پتروشیمی با استفاده از مدیریت تکنولوژی­  های کلیدی خود خواهند توانست، محیط رقابتی و دامنه فعالیت­های خود را پایش نموده و بر اساس نتایج و تحلیل­های محیطی، به هوشمندی تکنولوژیک و کسب وکار برسند. در این مسیر با استفاده از بررسی تغییرات لیسانسورها، ارزیابی زنجیره ارزش شرکت­های مشابه، مطالعه کارهای پژوهشی معتبر و ارزیابی اختراعات ثبت شده، می­توان مسائل حل شده، سیر تغییر تکنولوژی­ها، ظرفیت­های بالقوه ارتقای فنی و شکاف­های تکنولوژیک را شناسایی نمود و راهکارهای فنی مناسب را برای رفع گلوگاه ­های فنی پیدا کرد. شرکت شل (Shell) برای همین منظور سازوکاری را برای هوشمندی تکنولوژی ایجاد کرده و بخش عمده فعالیت­  های توسعه ­ای خود را در این قالب پیش میبرد.

با این تفاسسیر می­توان انتظار داشت با استفاده از ابزارهای جدید مدیریتی از جمله هوشمندی تکنولوژی، پایش تکنولوژی و تحلیل اختراعات، نسبت به تغییرات محیطی آگاهی یافته و تصمیم ­گیری ­ها و همچنین تخصیص منابع بهینه گردد. شرکت فرا در این زمینه خدمات تخصصی مشاوره تکنولوژی و نوآوری را طرح­ریزی و عملیاتی نموده است.

نویسنده: سهراب آقازاده مسرور

رئیس دپارتمان مدیریت تکنولوژی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

پیشخوان خدمت

ارسال RFP

مشاوره رایگان

مشاوره رایگان